ایرانیان وفراماسونری

žبعدازآن که انگلیسی ها در هند لژ فراماسونری تشکیل دادند، ایرانیان مقیم هند نیز با این تشکیلات آشنایی یافتند. لذا باید گفت که فراماسونری از جمله اولین حرکت های به اصطلاح روشنفکری در ایران بود و نمی توان تمامی افرادی را که در دوره قاجار به عضویت فراماسونری درآمدند خائن به دین و وطن فرض کرد، بلکه برخی از آنها در اثرتبلیغات فریبکارانه و همچنین نقش فراماسونری در انقلاب کبیر فرانسه، به اشتباه این تشکیلات را به عنوان یک سازمان نوگرا، انقلابی و آزادی خواه می شناختند که آرمانی جز مبارزه با استبداد و بیداری ملت ها ندارد.

žعبداللطیف شوشتری اولین ایرانی بود که از آداب فراماسونری و تاثیر آن در جامعه آن روز شرق سخن گفت و ضمن اشاره به پنهان کاری فراماسون ها آن را نوعی انجمن دوستانه وخیر خواهانه تلقی کرد.

žولی نخستین ایرانی که به جرگه ماسون ها پیوست، عسکرخان افشار ارومی سفیر فتحلی شاه به دربار ناپلئون بود که به راهنمایی سفیر انگلیس به لژ اسکاتلند پیوست و استاد اعظم شد.

نفر بعدی:  ابوالحسن خان ایلچی سفیر ایران در لندن بود که درسال 1225 فراماسون شد و با گرفتن مستمری سالیانه، حقوق بگیر و مزدور انگلیسی ها شد.
میرزا صالح شیرازی یکی از اولین دانشجویان اعزامی به خارج نیز در لندن به عضویت فراماسونری در آمد و مرتبه استادی یافت، اما او نیز همچون ایلچی در سفرنامه اش به این موضوع به اختصار پرداخته است!
درپی آن، گروههایی از شاهزادگان، سفرا و رجال ایرانی به حلقه ماسون ها در آمدند همچون رضاقلی، نجفقلی و تیمور میرزا قاجار از شاهزادگان تبعیدی با فرخ خان امین الدوله ، یوسف خان مستشار الدوله و دیگر اشخاص سر شناس که البته باید گفت شاید یکی از دلایل جذب ایرانیان به انجمن های مذکور، ماهیت اسرار آمیز تشکیلات فراماسونری و شعارهای فریبنده آن به ویژه آزادی، برادری و برابری بودند. که روشنفکران و نوگرایان را به آن جلب می کرد.

اما žموسس انجمن فراماسونری در ایران، میرزا ملکم خان ناظم الدوله است.

او پس از عضویت در لژ پاریس، در سال 1275 در تهران فراموشخانه را تاسیس کردکه با وجود مشخص نبودن رسمیت آن از سوی لژهای خارجی ، گروه ها و افراد بسیاری را به خود جلب کرد.

žهمزمانی تشکیل این نهاد با ایام اصلاحات اداری در بار ناصر الدین شاه باعث شد که دولت نسبت به فراموشخانه سختگیری نکند و ملکم که به اعتقاد کسروی دلش به حال ایران می سوخته واین بوده که به بیداری مردم می کوشیده. با طرح اندیشه های نوین اجتماعی وسیاسی وام گرفته ازغرب، توانست تعداد زیادی از رجال سر شناس را به انجمن وارد کند. بویژه شاگردان قدیم دارالفنون وافراد ناراضی را درحلقه پیروان انجمن خویش در آورد.

žمبانی فکری فراموشخانه ملکم مجموعه ای بود از اصول: اصالت عقل، انسان گرایی، حقوق بشر، فلسفه علمی و آزادی خواهی و در واقع تقلیدی بود از «دین انسانیت » اگوست کنت.

با این همه žبراثر تلقینات مخالفان و القای نسبت های سوء به اهداف فراموشخانه، همزمان با بروز آشوب هایی درتهران، ناصر الدین شاه در سال 1278 فرمان انحلال آن را صادر کرد و ملکم از ایران تبعید شد.

žلیکن با وجود تعطیلی فراموشخانه، ملکم از طریق دعوت به ایجاد انجمن ماسونی و انتشار روزنامه قانون، به طرح و نشر افکار خویش اهتمام ورزید، اما پس از قتل ناصر الدین شاه، گروهی به سرپرستی عباسقلی خان قزوینی، انجمنی را با الهام از فراموشخانه ملکم تاسیس کردندکه «جامع آدمیت» معروف شد.

ساختار تشکیلاتی آن مرکب از چهار حوزه و یک هیئت امنای 12 نفره بود، همراه با شعبی در شهرستان ها که رجال نامداری چون: سپهدار رشتی، سلیمان میرزا اسکندری، عضدالسلطان، کمال الملک، جواد سعدالدوله و ... آنها را اداره می کردند.

هرچند از فعاليتهاي اين نهاد اطلاعات كافي در دست نيست؛ اما پيروي آن از اصول آراء ملكم و تلاش براي كسب مشروطيت و حقوق متساوي غير قابل انكار است .

جاذبه فراماسونری در بین طبقه فرهیخته ایرانی آن عصر چنان بود که در سال 1317ق، میرزا علي ظهير الدوله از مشایخ فرقه صوفيه نعمت اللهی، نهادی را با نام « انجمن اخوت » تاسیس کرد كه تلفيقي بود از گرايشهاي صوفيانه و فراماسونري و اگرچه در ظاهر، دنباله روی خانقاه صفي عليشاه تلقي مي شد؛ ولي از بحث درباره مسائل روز جامعه و سياست خالي نبود و ارتباطاتي نيز با محافل فراماسونري در خارج داشت.

با گسترش مراودات فرهنگي با فرانسه و گرايش ماسونهاي ایرانی به لژهاي خوشنام و مستقل و همزمان با تبليغات ديگر گروههاي فراماسوني ، در ربيع الاول 1325 اولين انجمن فراماسونري مورد قبول ماسوني جهان در ايران ، به نام « لژ بيدار ايران » تاسيس شد كه نخستین اعضاء آن را كساني چون: اديب الممالك فراهاني ، ذكاء الملك فروغي و چند تن از مستشاران و مبلغين فرانسوي در ايران تشكيل مي دادند .

انجمنی که ادیب الممالک در باره آن سروده بود:

تا از آن نور سنگها بگداخت             لژ بيداريئي در ايران ساخت

مجمـع فرقه فرامـــاسـن                كه به جا مانده از زمان كهن

 

لژهای ماسونی و کارگزاران

گسترش اين لژ و گرايش گروهها و اشخاص متعدد به آن كه به منظور كسب تشخص و رسيدن به مقامات عاليه انجام می شد، باعث شد تا اعضای لژ بيداري ايران در زمان انحلال مجلس سوم شوراي ملي و گسترش جنگ جهاني اول در ايران در 1333 ق ( همزمان با انحلال لژ بزرگ شرق در پاريس 1915 ) افزايش بسيار يابند و كساني چونان: ارفع الدوله ، شعاع السلطنه ، ظل السلطان ، قوام السلطنه، وثوق الدوله ، علي اكبر دهخدا ، مشيرالدوله ، مستوفي الممالك ، تيمورتاش ، فروغي ، صمصام السلطنه و … به عضويت لژ بيداري درآيند.

 به همين خاطر است كه یک محقق ایرانی اشاره مي كند :

انگليسي ها و بيگانگان به وسیله محافل فراماسونري اكثريت رجال سرشناس درباري و غير درباري در ايران را در اين محافل جا داده بودند. حتي گفته شده است كه سيد جمال الدين اسدآبادي نيز به حلقه فراماسونها پيوست و در لژ كوكب شرق به مقام استادي رسيد . گرچه برخي معتقدند كه او قصد نفوذ و بهره برداري از تبليغات فراماسونري را داشته است يا اين كه مجذوب شعارهاي فريبنده ماسونها شده بود و  سعي داشت تا لژ جديدی ايجاد و انجمن وطني را در برابرش برپا کند . (روزنامه خراسان)

آيا سيد جمال الدين اسد آبادي عضو انجمن فراماسونري بود؟ 

در اینکه سید در لژ کوکب الشرق در قاهره عضویت داشته ، هیچ شکی نیست که در آنجا اسم نوشته، ولیکن در اندک مدتی از آنجا اخراج شد و دیگر اینکه زندگی و مبارزات سید نشان نمی دهد که او یک فراماسون باشد چرا که ما سراغ نداریم یک فراماسون علیه استعمار انگلیس صحبت کند و یا از اسلام دفاع کند . شخصیت سید والاتر از آن بود که در لژ های فراماسونی شرکت کند. همچنین ممکن است سید جهت کسب اطلاع از اسرار این این تشکیلات سرّی به عضویت لژ های ماسونی در آمده باشد زیرا در سال های بعد سید جمال در حیدر آباد ، انجمنی سرّی به نام عدوه را بنا می گذارد که شخصیت های بزرگی چون اقبال لاهوری، شوکت علی و محمد علی جناح در آن رشد و نمو می یابند و یا در مصر انجمن حزب الوطنی را با هدف مقابله با سیاست استعماری دولت انگلیس در سال 1296 ایجاد می کند و اولین کسی که به عضویت آن در می آید شیخ محمد عبده شاگرد سید می باشد. مطابق اسناد موجود، وقتی دو ماه از تأسیس می گذرد ،20181 نفر عضو انجمن بودند. بالا گرفتن کار انجمن به رهبری سید جمال الدین اسد آبادی و جذب هزاران نفر از مردم مشتاق مصر باعث وحشت استعمار گران انگلیسی شده، بنابر این سید جمال از مصر اخراج شد. ذکر این مطلب ضروری است که یکی از راه های مقابله با انسانهای آزاده و استعمار ستیزی چون سید جمال اتهام فراماسون بودن آنهاست که توسط خود ماسونها در دنیا تبلیغ و ترویج می شود تا مردم مسلمان و تشنه ی حقیقت را از اطراف چنین انسانهایی دور نمایند و اگر نتوانستند با اخراج و تبعید و نهایتاً قتل چنین افرادی ، از افشای توطئه ها و ترفند ها وجنایتهای خود جلوگیری نمایند.

به روایت اسناد، مرگ سید جمال که در پنجم شوال 1314 مطابق با 9 مارس 1897 واقع شده نشان می دهد که توطئه ای توسط دولت استعمارگر و فراماسون پرور انگلیس، پادشاه ایران مظفر الدین شاه ، علاء الملک سفیر کبیر ایران در عثمانی، سلطان عثمانی عبدالحمید و نفرات دیگر خصوصاً یک دکتر مخصوص یهودی (شاهدان خارج شدن وی از سفارت ایران در عثمانی قبل از بیماری و شهادت سید دیده بودند) که پرستاری از سید توسط دولت عثمانی به وی محول شده بود و هرچه مریدان سید تلاش کردند که این دکتر را از سید دور کنند، ممکن نشد و سرانجام با تزریق آمپولی به بهانه ی ساکت کردن درد دندان و لثه سید، وی را دچار خفگی و نهایتاً شهادت نمود.(منابع : روزنامه های خراسان، قدس ، جوان)


سیدجمال در کلام مقام معظم رهبری:

مصر اولین کشور اسلامی است که در اواخر قرن هجدهم -قبل از همه کشورها- با فرهنگ غربی آشنا شد و اولین کشور اسلامی بود که در مقابل همان فرهنگ اروپایی و غربی ایستاد و عیوب آن را فهمید و در برابر آن مقاومت کرد. سیدجمال الدین بزرگ، آن مرد اسلام‌خواه شجاع مبارز بزرگ، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کند مصر بود. حرکات اسلام‌خواهی در مصر چنین سابقه‌ای دارد. مصر شد رهبر دنیای عرب از لحاظ فکری و سیاسی. در یک دوران طولانی کشورهای عرب به مصر نگاه می‌کردند. « در نماز جمعه ۱۵بهمن ۱۳۸۹»

 

جهت مشاهده مطالب بیشتر در مورد «سید جمال الدین و فراماسونری» به ادامه مطلب بروید؛

ادامه مطلب...

 

 

اعداد ماسون:

عدد7

عدد 7 فقط و فقط در کنار نمادها و نشانه های نور و روشنایی عدد ماسونها و یهودیان است. مانند شمعدان 7 پایه، 7 ستاره، 7 شعاع نور، عدد 7 نورانی و ...

شمعدان یا منوره:


مِنوره شمعدانی هفت ‌شاخه است که بیش از سه هزار سال نماد اصلی آیین یهود بوده است؛ این نماد در سال‌های اخیر جای خود را به ستاره داوود داده است. در پرستشگاه های یهودی از این شمعدان استفاده می‌شد. برخی از مفسران یهودی، منوره را نماد بوته سوزانی دانسته‌اند که به روایت تورات، موسی به واسطه آن با خدا سخن گفته است. گروهی دیگر نیز شاخه‌های منوره را نماد شش روزه هفته و شاخه وسط را نماد روز مقدس سبت(شنبه) دانسته‌اند. در سفر خروج، دستورها و احکامی که برای ساختن منوره وجود دارد؛ ذکر شده است: «..و دیگر از زر خالص شمعدانی را بساز. این شمعدان از سبیک ساخته شود و ساقش و شاخه‌هایش و فنجان‌هایش و سیب‌هایش و شکوفه‌هایش از آن باشند. و شش شاخه از پهلوهایش برآید، سه شاخه شمعدان از یک پهلو و سه شاخه شمعدان از پهلوی دیگر.»

آرم سازمان جاسوسی اسرائیل(موساد)

به 13 برگ زیتون در هر شاخه، و شمعدان 7 پایه!

 

 


مجسمه آزادی به شكل بیوه زن (نماد ISIS: الهه مورد احترام ماسون‌ها) كه تاج تابان با 7 شعاع نور بر سر دارد.

 

 

نماد بازی‌های ‌آسیایی2010  در گوانژو!!

باز هم تلفیقی از عدد 7 و نور و روشنایی

 

پرچم اردن!!

ستاره 7 پرِ نورانی؛

 

 

عدد 13

عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است.  در حالی که مسیحیان آن  را  نحس می دانند. فراماسون ها  در بسیاری از  نماد های  خود،  تعداد  اجزاء  را  13 قرار می دهند.  به  عنوان  مثال  در  تصویر  راست،  ستاره ی  شش گوش  را  با  13 ستاره ی کوچک کشیده اند. در شکل وسط، 13 دست گوشه های یک شکل 13 دندانه را گرفته اند. در تصویر  سمت  چپ  هم  که مربوط  به  چنگ  یک  الهه ی باستانی، است و متعلق به یک گروه ماسونی می باشد، تعداد  تارها 13 عدد می باشد.

 

پرچم کنونی حکومت ماسونی آمریکا از 13 خط سفید و قرمز تشکیل شده است.

 

امیر کبیر درست سیزده روز پس از آغاز به کار دارلفنون توسط میرزاآقاخان نوری(از افراد مؤثر‏ فراماسونری در ایران و اطرافیان ناصرالدین شاه) به قتل رسد.

 

 

اعدام آیت الله شیخ فضل الله نوری(ره) در سیزدهم رجب 1327 هجری قمری. (1+3+2+7=13)!

 

عدد 33
 همان طور که  گفتیم  در  فراماسونری،  صاحب  درجه ی  33   بالاترین  قدرت  را داراست. در سمبل بسیاری از گروههای ماسونی از جمله در  علامت  مربوط  به یک  گروه ماسونی شهر (Memphis)  آمریکا  (که  نام  شهر باستانی Memphis  مصر را برخود نهاده اند)، عدد 33 بکار رفته است.

 

فتنه های  پیاپی  از  سوی  آمریکا  در  مدار   33  درجه ی   عرض   جغرافیایی جهان

 

همان طور که گفته   شد،  33  در  فراماسونری  عددی  خوش  یمن  است   و  صاحب  درجه ی  33،  بیشترین   قدرت   را   داراست.  به   نظر  می رسد  که فراماسونرها این موضوع را به تمام فعالیتهایشان تعمیم داده و  تلاش  کرده اند تا  در حوالی مدار 33 درجه ی عرض جغرافیایی،  فعالیت های خاصی  را  انجام دهند. (منظور از حوالی 33 درجه،  مناطق بین  مدارهای  5/32  و  5/33  درجه است.).

بعضی از این فعالیت ها عبارتند از:

1)      ساخت   اولین   مجلس  اعلی  فراماسونری   طیف   « Scottish Rite »   و معروفترین لژ اسکاتلندی در آمریکا در شهر  چارلستون در مدار 33 درجه.

لژ مذکور، معروفترین و مهم ترین لژ  آمریکاست.   سؤال  اینجاست  که  چرا ماسون ها این لژ مهم را در شهرهای  معروف  و  بزرگ  آمریکا  نساختند،  و شهر  کوچک  چارلستون  (در مدار 33 درجه)  را   به   عنوان   محل  این  لژ برگزیدند!؟

2)      قتل جان. اف.کندی (رئیس جمهور کاتولیک  و  ضد  ماسون  آمریکا)  در  شهر دالاس در مدار 33 درجه.

فراماسونها قانونی دارند به نام (King Kill 33.)؛ اعتقاد دارند پادشاه  33  باید کشته  شود  و  ما  می بینیم  که   جان.اف.کندی  ضد ماسون  را  در   شهر دالاس در مدار 33 درجه ترور کردند؛  سؤال اینجاست که چرا این شهر  و چرا در مدار 33 درجه؟  آیا در شهر  دیگری  نمی توانستند این کار را بکنند!؟

موقعيت شهرهاي چارلستون (دايره قرمز) و دالاس (بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).

 


3)      انفجار اولین بمب های  اتمی در  هیروشیما و ناکازاکی  در نزدیکی  مدار  33  درجه، در سال جادوئی از  دیدگاه  ماسون ها  (9451).

البته لازم به ذکر است که هیروشیما در 34 درجه  و  ناکازاکی  دقیقاً  در  33  درجه قرار دارد.  سال 1945 از این جهت سال جادویی ماسون ها است  که اگر سال 1776 را که سال اعلان استقلال آمریکا  و  تشکیل  اولین  کشور  با ارکان  ماسونی  است،   از  1945  کم کنیم عدد 169   به  دست  می آید (169=1945-1776). عدد 169 حاصلضرب  13  در  13  است و  همان طور که می دانیم 13 عدد خوش یمن ماسون هاست (169=13*13).

موقعيت شهر ناگازاکي (داخل بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).

 

4)  تهدید مداوم دمشق در نزدیکی مدار 33 درجه.

موقعيت شهر دمشق (داخل بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).


5)      واقعه ی  طبس  (محل فرود هواپیماهای آمریکائی برای  آزادی  گروگان های این کشور)  در مدار 33 درجه.

هدف آمریکا در این تهاجم، حمله به  تهران  بوده  است،  سؤالی  که   مطرح می شود، این است که چرا به  جای  اینکه  آمریکایی ها  مثلاً  در  کویر های سمنان  (که آن جا هم  کویری  و  خالی از  سکنه  است،  اما  نزدیک  تهران می باشد)، فرود بیایند، در طبس که فاصله ی زیادی از تهران  دارد،  ولی  در مدار 33 درجه واقع شده است، فرود آمدند.

منطقه فرود آمريکايي ها در صحراي طبس(داخل دايره قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه(خط قرمز).

 

6)      اشغال بابل (نزدیک بغداد در عراق) در مدار 33 درجه.


شهر بابل،  معروف به شهر شیطانی است. به نحوی که منطقه ی  بابل  در روایات اسلامی نیز نفرین شده است.   همچنین  فرضیه های  علمی  و تاریخی  وجود  دارند  که  ابراز می دارند  احتمالاً  مصریان  باستان،   تعالیم ماسونی خود را از بابلیان مهاجر آموخته اند.  این  شهر،  یکی  از  شهرهای  معروف  آخرالزمان نیز می باشد. چرا که به اعتقاد فراماسونها،  قبل از  ظهور  ضد مسیح  (رهبر بزرگ ماسون ها)  و  به حکومت رسیدنش، شهر بابل  باید فتح شود. علاوه بر این، حضور بابل در مدار 33 درجه، خود عامل دیگری است  که ماسون ها را به سمت تسخیر  آن  می کشاند. از سوی دیگر، گروه های   منحرف اوانجلیکال که ارتباطشان با فراماسونری در  ادامه ی  مقاله  بررسی  خواهد شد) نیز  ادعا می کنند که  قبل  از  ظهور  حضرت  مسیح (ع)،  شهر  بابل باید فتح  شود!   همین  گروه ها  از  اشغال  عراق  توسط  دولت  بوش،  حمایت فراوانی کردند؛   زیرا   این  حرکت   را   زمینه ساز  ظهور  مسیح (ع) می دانستند!


از  مجموعه ی  مطالب فوق می توان فهمید که  احتمالاً انگیزه ی ماسون ها   و همپیمانانشان از اشغال عراق، صرفاً تسلط بر منابع نفتی این کشور  نبوده است؛ بلکه آنان، هم به دلیل اهمیتی که برای بابل در آخرالزمان قایلند و هم با هدف تحقق اسراییل نیل تا فرات  (به عنوان  پیش زمینه ی  ساخت  معبد سلیمان)، دست به اشغال زده اند.

موقعيت شهر بابل (داخل بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).
 



اما نکته ی جالبی که در این رابطه می توان به آن اشاره کرد،  این  است که در آوریل سال 2006، خبر بسیار مهمی در  رسانه ها و سایت های  اینترنتی درج شد که تحلیل ما را پیرامون اشغال عراق تأیید می نماید.

در این خبر ذکر شده بود که ماهواره ی سرویس جاسوسی روسیه،   تصاویر ماهواره ای عجیبی از یک مراسم مذهبی در منطقه ی باستانی  بابل  عراق ارسال کرد که در این مراسم، تعداد زیادی  از  سربازان  و  فرماندهان  ارشد آمریکایی مستقر در  عراق،  حلقه ای  به  طول یک  کیلومتر  در  اطراف  یک منطقه ی باستانی در حال حفاری تشکیل دادند و با آداب و رسومی همچون آداب و رسوم اقوام جاهلی و بت پرست،  با حالتی  احترام آمیز، مجسمه ی یک موجود شیطانی بابل باستان با عنوان « مار بالدار » را از زیر  خاک  بیرون آوردند و با نهایت احترام در یک محموله ی بار هوایی  قرار دادند  تا  به  آمریکا منتقل کنند.

درج این خبر، سبب اعتراض شدید مسلمانان عراق، پیروان آیین ارتدوکس  در روسیه، و تعدادی از مسیحیان شد. چرا که آن ها این حرکت را  مایه ی  زنده نگاه داشتن آداب بت پرستی می دانستند. قباحت این حرکت آمریکاییان، کار  را  بدانجا  رسانده  که  نویسنده ی  یکی  از مقالات،   از  رواج   گسترده ی  بزرگداشت  و پرستش نمادهای شیطانی و بت های  ملل باستان  در  جهان  غرب،  اظهار تأسف کرده است. (البته لازم به ذکر است که  نویسنده ی مقاله ی مذکور، از دیدگاهی دلسوزانه برای جهان غرب و  خصمانه  با  ایران، به  بحث پرداخته  و  واقعه ی  اتفاق  افتاده  در  بابل  را  برای  کشوری   که می خواهد با ایرانیان و فرشته های آنان   (هاروت و ماروت  که  بنا  بر  انجیل تحریف شده،  ایرانی  بوده اند!)    در  آرماگدون  بجنگد،   خجالت آور  توصیف کرده است.   در واقع وی با این مقاله قصد داشته تا  آمریکاییان  را  از  اعمال شیطانی  دور  بدارد  و  بدین ترتیب  برای  آرماگدون  و  بازگشت  مسیح (ع) زمینه سازی کند!).


 در تصویر زیر، بخشی از خبر درج شده را ملاحظه می فرمایید:

 


7)      جنگ  33  روزه ی  اسرائیل  با  لبنان   (با دخالت آمریکا)   در   نزدیکی   مدار 33  درجه.

آنچه که از اخبار مربوط به این جنگ به  دست  آمده،   این  است  که  آمریکا، اسراییل و انگلیس، بار ها در طی جنگ مذکور مخالفت  خود  را  با  آتش بس اعلام نمودند؛ تا آن جا که  « کاندولیزا رایس »  وزیر امور خارجه ی آمریکا، رنج ها و سختی های جنگ را به درد مادر در  هنگام  زایمان!  تشبیه  کرد  و مردم خاورمیانه را به تحمل درد و سختی این جنگ،  برای  تولد  خاورمیانه ی جدید دعوت نمود و بدین ترتیب پذیرفتن هرگونه آتش بس را رد کرد.


از سوی دیگر،  با شکست اسراییل  در  روز های  پایانی  جنگ،  گفتگو های آتش بس بین طرفین درگیر  انجام شد.  در اینجا نیز با اینکه توافق آتش بس، از یکی دو روز قبل از پایان جنگ حاصل شده بود، اسرائیل  به  دلایل نامعلوم، این جنگ ظالمانه را که خود آغاز کرده و به لبنان تحمیل نموده بود، تا  33 روز ادامه داد و آتش بس را به تأخیر انداخت!؟

این تاخیر آتش بس و تعلل از سوی اسراییل و حامی  آن (آمریکا)  و  ادامه ی جنگ تا  33  روز از  جانب  دولت  اسراییل،   خود  نشانه ای  از  تسلط  تفکر ماسونی بر دولت های اسراییل و آمریکا است. چرا که این کشور ها حتی در حضور مخالفت های گسترده ی مردم جهان، عمداً جنگ را  تا  33  روز  ادامه دادند و دقیقاً پس از 33 روز، جنگ را به پایان بردند.


8)      تبلیغ جنگ هسته ای دروغین «  Armageddon  » در دشتی  به  همین  نام که در حوالی مدار 33 درجه واقع شده است.

« Armageddon » نام جنگی است که بنا بر گفته ی بخش مکاشفات انجیل تحریف شده ی یوحنا، در آخرالزمان و در دشتی به نام  « Armageddon »  یا « هرمجدون » و بین  نیروهای  خیر و شر روی  می دهد  و  سبب  بازگشت مسیح  (ع)    به    زمین    می گردد.     (در   بخش های   انتهایی   مقاله، « Armageddon »  به صورت کاملتر مورد بحث واقع شده است.)

در سال های اخیر،  تبلیغات  وسیعی  پیرامون  آرماگدون  انجام  شده  و  هر حرکت نظامی آمریکا و اسراییل، بر اساس آن و با شعار  بازگشت مسیح (ع) توجیه می گرددد.

بنا بر ادعای صهیونیست ها، محل این جنگ در 30 کیلومتری شهر حیفا و  در دشت هرمجدون (Armageddon) در نزدیکی مدار 33 درجه است.

موقعيت محل جنگ اسراييل و لبنان (دايره زرد) و دشت هرمجدون(بيضي آبي) در نزديکي مدار 33 درجه.
 



مجاورت محل وقوع جنگ دروغین آرماگدون با مدار 33 درجه،  استناد  بیش از حد آمریکا و اسراییل بر این جنگ برای  جلب  حمایت  صهیونیست ها،  و  نیز وجود شواهد بسیاری درباره ی  حمایت های  فراوان  تشکیلات  ماسونی  از طرفداران آرماگدون، توطئه آمیز بودن این جنگ و شیطنت حامیان  آن  را  تأیید می نماید.

نکته ی بسیار مهم: مطالبی که درباره ی مدار  33  درجه بیان  شد،  به  این  معنی نیست که مدار 33 درجه ی کره ی زمین، نحس و بدیمن است؛ (چرا که تمام مناطق روی کره ی زمین و آسمان و ... مخلوق خداوند بزرگ می باشند.).  منظور ما از بیان این موضوع، این است که ماسون ها با توجه به عقاید  جاهلی،  کفر آمیز  و  خرافی خود، تلاش می کنند تا وقایع جهان را مطابق میل خود پیش برند و در این  راه،  توجه بسیاری نیز به نمادهای  خود  دارند؛   تا  آن  جا  که  به  دلیل  تقدیس  عدد  33  در فراماسونری، دسیسه های مهم خود را در  شهر ها  و  کشور های  مدار  33  درجه انجام می دهند و بدین ترتیب رنج بسیاری را بر مردم این مناطق تحمیل می نمایند.